تبليغاتX
دوستت دارم برای همیشه

دوستت دارم برای همیشه

غم از محبت بس که دیدم رنج ومحنت فرق محنت را ندانم از محبت

خدایا چرا صدامو نمیشنوی ؟


 خدایا چرا کمکم نمی کنی


 


 خدایا خودت میدونی من به جز اون کسی دیگه ای رودوست ندارم خدایا تو که اشکامو که دیدی ؟


 خدایا تو که شب بیداریامو دیدی !


 


مگه نگفتم اونو به من برسون


 ! خدا تو که میدونی روزی چند بار اسمشو میارم


 


خدایا عشقمو برگردون چرا با من بازی می کنه


 اونو از من بگیری من چیکار کنم کجا برم , 


 


بخدا نمی تونم نمی تونم نمی تونم ؟؟؟


 خسته شدم خدا نذار اینقدر خورد بشم خدااا .


 


می خوام بیام پیشت خدا به جهنمت قانعم خدا خدا خدا خدا خدا خدا خدا ...


خدا دارم خورد میشم چرا کمکم نمیکنی


 


اخه مگه گناه من چیه



کاش می دونستی چقدر دلم بهانه تو را میگیره هر روز

کاش می دونستی چقدر دلم هوای با تو بودن را کرده
کاش می دونستی چقدر دلم از این روزهای سرد

کاش می دانستی چقدر دلواپس تو‌ام عروسک قشنگم


کاش می دانستی روزو شب نگام به اسمونه


و همیشه از خودم می پرسم


این همه که من به تو فکر کنم


تو هم به من فکر می کنی عزیز ؟


+نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت6:53 بعد از ظهرتوسط تنها ترین تنها | |

love

وقتی شب آرام آرام به خلوت خاموش من پا می گذارد

و من در ستاره باران خدا ستاره تو را ندارم

لبخند شیرینت  را ندارم ...حضور آرامت مدتهاست در کنارم نیست

وقتی دلتنگ تو ام اما چشمانت نیست تا بیقراریم را در خود گم کند

وقتی ماه رویت در تاریکی این شبها بی فروغ است 

وقتی رقص گیسوانت را در سر انگشتانم ندارم

وقتی نوازش دستان مهربان و گرمت را ندارم

وقتی نگاه معصو مانه ات را برای همیشه به خاطره ها سپرده ام

وقتی تنهای تنهایم و یاد تو تنها مهمان شبهای بی صبح من است 

من می مانم و یاد تو  و دلی پر درد

سفره ای از عشق و غزل... و شمعی که به یاد چشمان روشنت تا صبح می درخشد

در خیالم ... برایت کلبه ای در سبزترین خلوت دنج خدا می سازم ...

و با خواهش نگاهم تو را به این ضیافت عاشقانه می خوانم

به دستان لطیف و کوچکت هزاران بوسه می زنم

نیاز دلم را با ناز نگاهت پیوند می زنم هزاران گلبرک شقایق را نثار لبخند

نگاهت می کنم

و با تو تا اوج آبی عشق پر میکشم  

با ز هم هوا پر از شعر و غزل و قاصدک است

تو را می خوانم

غزل های خاموش دلم را بی دغدغه تا بلندای وجود فریاد میزنم

دوستت دارم... دوستت دارم... دوستت دارم

+نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت6:50 بعد از ظهرتوسط تنها ترین تنها | |

دنيا به مثال کوزه اي زرين است اين آب کمي تلخ کمي شيرين است از دوست جدا شدن چه سخت است اين بازي تلخ سرنوشت است مرغ شب خوابيد و من از گريه بيدارم هنوز گر چه رفتي از برم مشتاق ديدارم هنوز شمع سوزان توام اين گونه خاموشم نکن از کنارت ميروم اما فراموشم نکن.

+نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت6:49 بعد از ظهرتوسط تنها ترین تنها | |

بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید.

Man ke ziyad pishesh nabodam vali hamishe beyadesh bodam o deltangesh hargez behesh nemiresidam ama afsoos ke hich vaght dostam nadasht hala residanesh pishkesh

+نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت6:48 بعد از ظهرتوسط تنها ترین تنها | |

+نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت6:48 بعد از ظهرتوسط تنها ترین تنها | |

توی خلوت پر از هم همه ام ، چه صدایی به صدام نمی رسه، اگه می تونی منو دعا بکن ، من که دستم به خدا نمیرسه، آسمونا ارزونی پرنده ها جای آسمونا یه قفس بده ، همه ی دار  ندارم رو بگیر هرچی بودمو دوباره پس بده. بازم هیچ راهی به مقصد نرسید من هزار و یک شبه معطلم ، تا ته جاده ی دنیا رفتمو بازم انگار سر جای اولم. چرا دنیا باتمام وسعتش مرحمی برای زخم من نداشت ، پای هر چی که دویدم آخرش حسرت داشتنشو رو دلم گذاشت. سر روی شونه های روزگار، بعد این فاصله حق حق می کنم دارم از ثانیه ها سیر میشم ، دارم از دوری تو دق می کنم، پشت خنده های مصنوعی من دل به این بغض گلو شکن بده ، روزگار سردمو ورق بزن دست مهربونتو به من بده. گم شدم توی شبی که خودمم شبی که حتی یه فانوس نداره منو با خودت ببر به روشنی آخه هیچکی مثل تو منو دوست نداره. لک زده دلم واسه یه هم زبون شیشه ی دل همه سنگ شده می دونی دلیل گریه هام چیه ؟

آی خدا دلم واست تنگ شده........

+نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت6:47 بعد از ظهرتوسط تنها ترین تنها | |

آموختم که عشق واقعی در طول زمان ومکان از دل بیرون نمی رود ،

اگر کسی می تواند عشقش را کنار بگذارد، بداند که هوسی بیش نبوده است ،

عشق واقعی شعله ای است که هرگز خاموش نمی شود

 

+نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت6:47 بعد از ظهرتوسط تنها ترین تنها | |

از تو گذشتن سخته با تو نبودن درد واسه من
زنده بودنم مرگه بدون تو و عشقت واسه من
وجود من ماله تو
قلبت تو هم ماله من
عزیزم
رفتن تو مرگ منه دست های تو توی دستمه
نگو که باید جدا شیم نبود تو نبود منه
بدون تو کم میارم تا پای جون دوستت دارم
اگه تو از من جدا شی امید موندن ندارم
واسه با تو بودن زندگیمو باختم یه کلبه ای ازعشق واسه ی تو ساختم من
عاشق تو بودم عاشق تو هستم درهای دلم رو روی همه بستم من
واسه با تو بودن زندگیمو باختم یه کلبه ای ازعشق واسه ی تو ساختم من
عاشق تو بودم عاشق تو هستم درهای دلم رو روی همه بستم من

+نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت6:47 بعد از ظهرتوسط تنها ترین تنها | |

چقدر دوست داشتم یك نفر از من می پرسید چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟ اما افسوس كه هیچ كس نبود ...همیشه من بودم و من و تنهایی پر از خاطره ... آری با تو هستم! با تویی كه از كنارم گذشتی و حتی یك بار هم نپرسیدی چرا چشمهایم همیشه بارانی است

یکی محبت میکنه و یکی ناز میکنه ! اونی که ناز میکنه همیشه محبت می بینه اما اونی که محبت میکنه همیشه تنهای تنهاست

یک نصیحت: مواظب خودت باش! یک خواهش: اصلاً عوض نشو! یک آرزو: فراموشم نکن! یک دروغ: تورو دوست ‏ندارم!!، یک حقیقت: دلم برات تنگ شده

خیلی هانفرین میکنن ... تلافی میکنن... اما نه ... نفرین من ... الهی اونی که دوستش داری تنهات نذاره ... تلافی من .... میرم تا به اون برسی ... سره راهت نباشم ... راستی ... قد من دوست داره ...؟

اگه احساسمو كشتی اگه از یاد منو بردی

اگه رفتی بی تفاوت به غریبه سر سپردی

بدوون اینو كه دل من شده جادو به طلسمت

یكی هست این ور دنیا كه تو یادش مونده اسمت

در كنج دلم عشق كسی خانه ندارد
كس جای در این منزل ویرانه ندارد
دل را به كف هر كه دهم باز پس آرد
كس تاب نگهداری دیوانه ندارد


خوشحالی که دلمو شکستی؟؟؟

بدان ای نازنین آنچه شکستی تصویر زیبای خودت بود که در دلم ساخته بودی

ما نمی تونیم به دلمون یاد بدیم که نشکنه ولی می تونیم بهش یاد بدیم که اگه شکست لبه تیزش دست اونی که  شکسته تش رو  نبره

چه سخته آدم دوباره به دیواری تکیه بده که 1بار آوارش روش ریخته

کاشکی عشق دیروز هنوز میون ما بود

واسه من توی قلبت هنوز یه ذره جا بود

تا عمر دارم این دل شكسته  رو تحمل میكنم و با خودم همه جا می برم  تا شاید یه بند زن پیدا بشه بتونه مثل قبل درستش كنه تا شاید دوباره عاشق

به نامردی نامردان قسم خوردم

که نامردی کنم در حق نامردان

عاشقت خواهم ماند بی آنکه بدانی دوستت خواهم داشت بی آنکه بگویم درد دل خواهم گفت بی هیچ گمانی گوش خواهم داد بی هیچ سخنی در آغوشت خواهم گریست بی آنکه حس کنی در تو ذوب خواهم شد بی هیچ حراراتی اینگونه شاید احساسم نمیرد

زندگی به من آموخت كه چگونه گریه كنم اما گریه به من نیاموخت كه چگونه زندگی كنم.....تو نیز به من آموختی چگونه دوست بدارم اما به من نیاموختی كه چگونه تو رو فراموش كنم

گر روزی تهدیدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست! اگر روزی تركت كردند، بدان با تو بودن لیاقت می خواهد


خواستم خودمو گول بزنم ؛ همه ی خاطراتم رو انداختم یه گوشه ای و گفتم : فراموش ؛ یه چیزی ته قلبم خندید و گفت : یادمه

+نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت6:46 بعد از ظهرتوسط تنها ترین تنها | |

یک پنجره برای دیدن

یک پنجره برای شنیــــــــــــــــــدن

یک پنجره که مثل حلقه ی چاهــــــــــــــــــــــــی

در انتهای خود به قلب زمین می رســـــــــــــــــــــــــــــــــــــد

و باز می شود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنـــــــــــــــــــــــگ

یک پنجره که دست های کوچک تنهایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی را

از بخشش شبانه ی عطر ستاره های کریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

سرشار می کنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

و می شود از آنجـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا

خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد

یک پنجره برای من کافیســــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت

*ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ*ـــ ـــــ ــــــ ـــــ ـــــ ــــ ـــــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*

*ــــــــــــــــــــــــــــــ*ــــــ ـــــ ــــ ـــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*

*ـــــــــــــــــــــــــ *ــــ ـــ ــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــ*

*ـــــــــــــــــــــــــ*ــ ـــ ـــ ـ*ـــــــــــــــــــــــــــــ*

*ــــــــــــــــــــــ*ـ ـ*ـــــــــــــــــــــــ*

*ـــــــــــــــــــــ*ــــــــــــــــــــ*

*ـــــــــــــــــــــــــــــ*

*ــــــــــــــــ*

*ــــــ*

*

+نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت6:46 بعد از ظهرتوسط تنها ترین تنها | |